عمومي عمومي .

عمومي

غم عالم فراوان است و من يك غنچه دل دارم

ز روي لاله گون متراش خط عنبرافشان را

مكن زنهار بي شيرازه دلهاي پريشان را

دهان شكوه ما را به حرفي مي توان بستن

به مويي مي توان زد بخيه اين زخم نمايان را

ز نقصان گهر باشد تكبر با فرودستان

كه خودداري ميسر نيست گوهرهاي غلطان را

دل از مردان ربايد دام زلف شيرگير او

چراغ از چشم حيران است دايم اين شبستان را

سر زلف پريشان را دلي چون شانه مي بايد

كه بر سر جا تواند داد صد زخم نمايان را

محبت با ضعيفان گوشه چشم دگر دارد

به مهر كوچك خود لطف ديگر هست شاهان را

چو دست از آستين بيرون كند بازيچه گردون

كند ديوي برون از دست، انگشتر سليمان را

كند چون دام زير خاك طوق خويش را قمري

به هر گلشن كه افتد راه آن سرو خرامان را

برون رو از فلك تا دامن مطلب به دست آري

چو طفلان چند سازي مركب خود طرف دامان را؟

به همت جسم را همرنگ جان كن در سبكروحي

ببر زين فرش با خود اين غبار عرش جولان را

قناعت كن به نان خشك تا بي آرزو گردي

كه خواهش هاي الوان هست نعمت هاي الوان را

درين ماتم سرا تا يك نفس چون صبح مهماني

به شكر خنده شيرين دار كام تلخكامان را

ندارد عالم تجريد چون من خانه پردازي

ز عرياني به تار اشك مي دوزم گريبان را

غم عالم فراوان است و من يك غنچه دل دارم

چسان در شيشه ساعت كنم ريگ بيابان را؟

درين دي ماه بي برگي، كه غير از خامه صائب

به فكر تازه دارد زنده دل خاك صفاهان را؟

صائب تبريزي

 

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۰۴:۵۱ توسط:ارشيا جقتايي موضوع:

غم طوقي از آهن شد و برگردنم آويخت

غم طوقي از آهن شد و برگردنم آويخت

چون ژندهٔ درويش، بلا در تنم آويخت

درگردن دلدار نياويخته‌، دستم

بشكست به صد خواري و در گردنم آويخت

آن طفل كه پروردهٔ دل بود چو اغيار

افتاد ز چشم من و در دامنم آويخت

بدگوبي جهال به بوم و برم آشفت

بيغارهٔ حساد به پيرامنم آويخت

ببريد طبيعت ز هواهاي دلم سر

وآورد ويكايك به سر برزنم آوبخت

بلبل‌صفت آفات سخن گفتن شيرين

در خانه و در لانه و درگلشنم آويخت

چون منطق شيرين مرا ديد زمانه

از طاق فلك در قفس آهنم آويخت

بگداخت تنم شمع‌صفت وين دل سوزان

چون شعلهٔ فانوس به پيراهنم آوبخت

هر چيزكزان بيش دلم داشت تنفر

چون پردهٔ تاري به در روزنم آوبخت

تاربكي افكار حريفان چو حجابي

گرد آمد و درييش دل روشنم آوبخت

حلاج‌ صفت‌، تا ز چه گفتم سخن حق

از دار بلا اين فلك ريمنم آويخت

 ملك الشعراي بهار

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۰۴:۵۰ توسط:ارشيا جقتايي موضوع:

رقم قتل ما به دست حبيب

رقم قتل ما به دست حبيب

چون مخالف نداشت شد تصويب

خامشي به مجلسي كه در آن

نيست يك تن سخن‌شناس و لبيب

خوبشتن را ميان خيل خران

خر نسازد به حكم عقل‌، اديب

گورخر را چه حاجت بيطار

بدوي را چه انتظار طبيب

دهر چون نانجيب‌پرور شد

گو بميرند مردمان نجيب

بلبل از بيم جان شود پنهان

چون به بستان كشد غراب نعيب

از در احتياج مردم بود

آنچه دادند عاقلان ترتيب

هيچ اصلي به دهر ثابت نيست

خواه اصلي بعيد و خواه قريب

جاي ديگر عجيب ننمايد

آنچه اينجا به چشم تو ست عجيب

خوار گردد به نزد يار، بهار

چون بريار شد عزيز، رقيب

چه توان كرد چون نشد معتاد

بيني خنفسا به نكهت طيب

ملك الشعراي بهار



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۰۴:۴۹ توسط:ارشيا جقتايي موضوع:

بكرد اي جوهر سيال در مغز بهار امشب

بكرد اي جوهر سيال در مغز بهار امشب

سرت گردم‌نجاتم ده ز دست روزگار امشب

بر ياران ترش‌روي آمدم زبن تلخكامي‌ها

ز مستي خندهٔ شيربن به روبم برگمار امشب

ز سوز تب نمي‌نالم طبيبا دردسركم كن

مرا بگذار با انديشهٔ يار و ديار امشب

هزاران زخم كاري دارم اندر دل ولي هر دم

ز يك زخم جگر ترساندم بيماردار امشب

گرم خون‌از جگر بيرون زند نبود عجب زبرا

كه ‌از خون ‌لب‌ به‌ لب گشته ‌است‌ اين‌قلب‌ فگار امشب

فناي سينه‌ر‌بشان گرمي ناب است اي ساقي

بده جامي و برهانم ز رنج انتظار امشب

شب‌هجرانم‌از جان‌سيركرد آن‌زلف‌پرخم كو

كه در دامانش آويزم به قصد انتحار امشب

مده‌داروي‌خواب‌اي‌غافل‌از شب‌زنده‌داري‌ها

خوشم با آه آتشناك و چشم اشگبار امشب

اگر نالد «‌بهار» از زخم دل نالد، نه زخم سل

پرستاران ‌چه ‌مي‌خواهيد ازين ‌بيمار زار امشب

  ملك الشعراي بهار
 

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۰۴:۴۸ توسط:ارشيا جقتايي موضوع:

زمژگان كه ناخن در فضاي سينه مي بارد؟

زمژگان كه ناخن در فضاي سينه مي بارد؟

كه خون چون نافه ام از خرقه پشمينه مي بارد

بود يك شمه از ناسازي گردون به ميخواران

كه ابر بي مروت در شب آدينه مي بارد

به شيران طعمه از پهلوي خود گردون دهد، اما

اگر گاوي دهن را وا كند لوزينه مي بارد

چراغ مهر از تردستي شبنم نمي ميرد

عبث ابرتر مژگان به داغ سينه مي بارد

اگر لب تشنه فيضي اثر بگذار در عالم

كه بر خاك سكندر نور از آيينه مي بارد

زرشك طبع گوهربار صائب بس كه تب دارد

گهر همچون عرق از چهره گنجينه مي بارد

 صائب تبريزي

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۰۴:۴۷ توسط:ارشيا جقتايي موضوع:

مخند اي نوجوان زنهار بر موي سفيد ما

سخن از لب فزون زان چشم چون بادام مي بارد

حيا بيش از عرق زان چهره گلفام مي بارد

به عاشق مي كند خط مهربان آن حسن سركش را

نبارد صبح اگر اين ابر رحمت، شام مي بارد

پس از كشتن چه حاصل گريه كردن بر سر خاكم؟

كه بي حاصل بود ابري كه بي هنگام مي بارد

ندارد در تو فرياد گرفتاران اثر، ورنه

زعاجزنالي من خون زچشم دام مي بارد

دل تاريك من از چشم بستن مي شود روشن

اگر در خانه در بسته نور از جام مي بارد

بخيل از حرف سايل گوش مي گيرد، نمي داند

كه از خاموشي اهل طمع ابرام مي بارد

تو بيدل مي كني چون اسب توسن از سياهي رم

وگرنه از سحاب تلخكامي كام مي بارد

مخند اي نوجوان زنهار بر موي سفيد ما

كه اين برف پريشان سير بر هر بام مي بارد

دل روشن طمع از نامجويي داشتم، غافل

كه ظلمت بر عقيق از رهگذار نام مي بارد

نگردد مست چون از ديدنش نظارگي صائب؟

كه مي جاي عرق زان چهره گلفام مي بارد

صائب تبريزي



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۰۴:۴۷ توسط:ارشيا جقتايي موضوع:

ديده گر در فراق خون بارد

ديده گر در فراق خون بارد

حق او هم تمام نگزارد

با غمش هيچ بر نيارم دم

گر جهان بر سرم فرود آرد

در وفا داشتنش جان بدهم

تا مرا بي وفا نپندارد

آزر و ماني ار شود زنده

هر يكي خواهدش كه بنگارد

اين به رنده چو او نپردازد

وآن به خامه چو او نبگذارد

روي او همچو گل همي خندد

چشم من همچو ابر مي بارد

نشمرد نيم ذره جرم رهي

چونكه روز فراق نشمارد

يا دل او مرا نمي خواهد

يا به من آمدن نمي يارد

رفت و ترسم كه او به ناداني

به كسي دل به مهر بسپارد

همه شب در هوس همي باشم

كه نبايد كه عهد بگذرد

در همه گر كبوتري بينم

گويم از دوست نامه اي آرد

باد اگر گرد بام من بوزد

گويم از يار مژده اي دارد

هر كجا هست شاد باد بدانك

از من دلشده به ياد آرد

مرا در غم فرقتت اي پسر

دو ديده چو ابرست و دامن شمر

وزين دل برافروخته ست آتشي

كش از درد و رنجست دود و شرر

دو چشمم بمانده به هنجار راه

دو گوشم بمانده به آواز در

اميد وصال ار نبودي مرا

كه روزي درآيي ز در اي پسر

پر از گرد جعد و برآشفته زلف

گشاده خوي از روي و بسته كمر

بر آوردمي جان شيرين ز تن

بيالودمي چشم روشن ز سر

مسعود سعد



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۰۴:۴۶ توسط:ارشيا جقتايي موضوع:

اي نگارين چون تو از خوبان كجاست

اي نگارين چون تو از خوبان كجاست

نيست كس را آنچه از گيتي تراست

قد و روي و زلف سرو و ماه مشك

مشك پيچان ماه تابان سرو راست

تا مرا مهر تو اندر دل نشست

از دل من بيش مهر كس نخاست

اي نگار از طاعت تو چاره نيست

راست گويي خدمت خسرو علاست

شاه مسعود آفتاب داد و دين

آنكه بر شاهان گيتي پادشاست

از نهيبش ماه با رخسار زرد

وز شكوهش چرخ با پشت دوتاست

خسروان را آب حوضش زمزم است

سركشان را خاك قصرش كيمياست

شاه گردون همت گردون محل

خسرو دريا دل دريا عطاست

از بقا و عز و دولت شاد باد

تا به گيتي دولت و عز و بقاست

 مسعود سعد سلمان

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۰۴:۴۵ توسط:ارشيا جقتايي موضوع:

گفتم كه چند صبر كنم اي نگار گفت

گفتم كه چند صبر كنم اي نگار گفت

تا هست عمر گفتم رنجه مدار گفت

بي رنج عشق نبود گفتم نيم به رنج

فرسوده چند باشد ازين اي نگار گفت

جز انتظار روي ندارد تو را همي

گفتم شدم هلاك من از انتظار گفت

اين روزگار با تو بدست اين ازو شناس

گفتم كه نيك كي شودم روزگار گفت

چون گشت زايل اين سخط شهريار راد

گفتم كه كي شود سخط شهريار گفت

چون بخت رام گردد تا تو رسي به كام

گفتم كه بخت كي شودم جفت و يار گفت

آمرزشي بخواه شود عفو جرم تو

اين گفت در كريم نبي كردگار گفت

مسعود سعد سلمان



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۰۴:۴۴ توسط:ارشيا جقتايي موضوع:

باد آمد و گل بر سر ميخواران ريخت

 

باد آمد و گل بر سر ميخواران ريخت

يار آمد و مي در قدح ياران ريخت

آن عنبر تر رونق عطاران بُرد

و آن نرگس مست خون هشياران ريخت

مهستي گنجوي



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۰۴:۴۳ توسط:ارشيا جقتايي موضوع:

بک لینک خرید - پسورد نود 32 -
سایت enfejar
بهترین سایت پیش بینی فوتبال
سایت betball90
انفجار آنلاین
جت بت ۹۰
betorward
وان ایکس بت
بکس بت
بت تایم 90 وی آی پی
بهترین سئو -
سایت شرط بندی سایت شرط بندی سایت شرط بندی سایت شرط بندی سایت شرط بندی سایت شرط بندی سایت شرط بندی سایت شرط بندی
سایت شرط بندی سایت شرط بندی سایت شرط بندی
سایت شرط بندی
وان ایکس بت
سایت بت بهترین سایت بازی انفجار جت بت سایت بت ۳۰۳ online casino
سایت شرط بندی ایل بت
سایت شرط بندی دل بت سایت شرط بندی دل بت سایت شرط بندی دل بت
پیش بینی ورزشی
sibbet90
سایت شرط بندی هات بت