براي دريا
جامها بي خبر از ساحل ديوانه زدي
برچسب: ،
ادامه مطلب
جامها بي خبر از ساحل ديوانه زدي
تقريبا همهي ما در اولين ديدار با ديگران كمي استرس و نگراني داريم و ميخواهيم كه مورد احترام و علاقه قرار بگيريم و تاثير فوقالعادهاي بر آنها داشته باشيم. من به عنوان مؤسس و مديرعامل يك شركت، تقريبا هر روز با افراد جديدي ديدار ميكنم و اين را ميدانم كه نخستين ديدار ممكن است دلسردكننده باشد، حتي در تماسهاي غيرحضوري مانند تماس ويدئويي از طريق اينترنت نيز ميتواند اينگونه باشد. اگر نخستين ديدار با افراد برايتان چالشبرانگيز است، با ما همراه باشيد تا به شما بگوييم چطور در اولين ديدارتان بهتر به نظر برسيد. ميتوانيد با تمرين در اين زمينه مهارت لازم را به دست آوريد. ما به شما ميگوييم كه افراد داراي اعتماد به نفس در موقعيتهاي اجتماعي مختلف، چطور عمل ميكنند. آنها از ديدار با افراد جديد اجتناب نميكنند، بلكه از آن استقبال ميكنند. اين استقبال از ديدار با ديگران، مواجهه با موقعيتهاي جديد را برايشان آسانتر ميكند. همچنين آنها اگر در موقعيتي باشند كه در موردش چيزي نميدانند باز هم كنار نميكشند و سعي ميكنند از آن درس بگيرند و پيش بروند. در ادامه شيوههايي را بيان ميكنيم كه اين افراد در نخستين ديدارشان بكار ميبرند.
۱. آمادگي داشته باشيد
اگر در مورد كسي كه با او قرار داريد از پيش اطلاعاتي كسب كنيد، باعث ميشود كه احساس راحتي بيشتري داشته باشيد و راحتتر بتوانيد جلسه را پيش ببريد. اين هميشه امكانپذير نيست اما اغلب اوقات در موقعيتهاي كاري ميتوانيد بفهميد كه با چه كسي قرار است صحبت كنيد. در مورد آن شخص و شركتِ او كمي اطلاعات به دست بياوريد تا نقاط مشتركي براي صحبت كردن داشته باشيد.
۲. وقتشناس باشيد
دير رسيدن سرِ قرار نه تنها اثري منفي در نخستين ديدار خواهد داشت، بلكه ضررهايي هم براي شما در پي خواهد داشت. اگر طوري برنامهريزي كنيد كه كمي زودتر برسيد، آن وقت ميتوانيد هم جايِ پاركِ مناسبي پيدا كنيد و هم افكارتان را متمركز كنيد. اگر در يك جلسهي مجازي شركت ميكنيد، عوامل مزاحم را برطرف كنيد و به موقع قبل از شروع جلسه رايانه را روشن كنيد و خود را آماده كنيد.
۳. سلام و احوالپرسي گرمي داشته باشيدشايد از اهميت نحوهي سلام كردن مطلع نباشيد، اما تحقيقات در زمينهي جذابيتهاي كلامي نشان ميدهد كه يك سلام و احوالپرسي گرم ميتواند سريعا در ذهنيت افراد اثر بگذارد. پس سعي كنيد در لحظهي ورود برخوردي گرم و صميمانه داشته باشيد.
۴. ارتباط چشميِ مناسب داشته باشيدبا نگاه كردن در چشمِ افراد ميتوانيد بفهميد كه تا چه حد ميشود به آنها اعتماد كرد. اگر نميدانيد كه تا چه حد ميتوانيد به ديگران نگاه كنيد، سعي كنيد لحظهاي مستقيم در چشمان طرف مقابل نگاه كنيد تا ببينيد كه چشمان او چه ميگويد. تماس چشمي حتي در جلسات آنلاين نيز ضروري است، پس در صفحهي مانيتور نيز مستقيم نگاه كنيد.
۵. گپ و گفتي كوتاه داشته باشيدشايد فكر كنيد يك گفتگوي كوتاه پيش از بحث اصلي اتلاف وقت است اما در واقع اينطور نيست و يك گپوگفت كوتاه پيش از بحث در واقع نشاندهندهي هنر مذاكرهي شماست. دقايقي كوتاه پيش از جلسه ميتوانيد دربارهي آبوهوا يا چيزهاي ديگر صحبت كنيد تا بتوانيد به راحتي وارد بحث شويد. اين گفتگوي كوتاه باعث ميشود طرف مقابل احساس راحتي بيشتري داشته باشد و شما نيز دوستداشتنيتر به نظر ميرسيد.
۶. سوال بپرسيدشايد فكر كنيد در جلسات بايد مستقيما وارد بحث اصلي شويد و اين نشاندهندهي توانمندي شما خواهد بود. ولي طرح يك سوال در ابتداي بحث به طرف مقابل شما كمك ميكند تا زمينهي بحث را بفهمد و آن را درك كند. در اين فرآيند، اطلاعات جديدي دربارهي طرف مقابل كسب خواهيد كرد و رابطهاي ميان شما ايجاد خواهد شد.
۷. تعامل داشته باشيدبرخي افراد زماني كه دستپاچه ميشوند براي پر كردن هر سكوتي كه حين ملاقات پيش ميآيد شتاب ميكنند و به پرحرفي ميافتند. اگر عادت داريد پرحرفي كنيد، بايد بدانيد كه بحث ريتمي بده بستاني دارد. نوبت را رعايت كنيد و زماني كه كسي حرف ميزند به او كاملا گوش كنيد، به جاي اينكه بخواهيد به حرف بعدي خودتان فكر كنيد.
۸. از زبان بدن به درستي استفاده كنيدبه طرف مقابلتان فضاي كافي بدهيد تا در تنگنا قرار نگيرد. كمي به جلو خم شود تا نشان دهيد كه به بحث علاقهمند هستيد، دست به سينه يا بيحوصله نگاه نكنيد. اگر ويدئوكنفرانس داريد به خاطر داشته باشيد كه زبان بدنتان باز هم مهم است. مثلاميتوانيد با سر اشاره كنيد يا حركاتي را نشان دهيد كه بيانگر درك و حضور ذهن شما در بحث است.
۹. مثبت باشيدحتي اگر از قبل حال خوبي نداريد سعي كنيد از اين حالت در بياييد و خوب به نظر برسيد. گفتن چيزهاي خوب در مورد سايرين باعث ميشود آنها نيز رفتاري مشابه نسبت به شما بروز دهند (پديدهي انتقال خودبهخود). حتي كمي چاپلوسي هم ميتواند در باقي گذاشتن اثري مثبت بر فرد مقابل موثر باشد.
۱۰. لبخند بزنيداگر دستپاچه باشيد، لبخند را فراموش ميكنيد. اما حتي يك لبخند كوچك بر لبان شما ميتواند بسيار تاثيرگذار باشد، پس لبخند فراموش نشود. طرف مقابل شما با ديدن لبخندتان ناخودآگاه ميفهمد كه شما قابل اعتماد هستيد يا نه. بنابراين خودتان باشيد و لبخند حقيقي بزنيد، چه بهتر كه اين تبسم را با صداي خندهي خود نيز همراه كنيد.
شايد اولين برخورد كمي مشكل به نظر برسد، اما هربار كه اين فرصت را به خود بدهيد كه با آدمي جديد آشنا شويد اعتماد به نفس بيشتري پيدا خواهيد كرد. با تكرار اين چنين ديدارهايي، به مرور زمان قادر خواهيد بود از خود فراتر برويد و آنوقت است كه بدون نگراني با افراد جديد ملاقات ميكنيد و ديگر لازم نيست به مراحل بالا فكر كنيد، چون بخشي از شما شدهاند.
حسرت
رفتن
ايستادن
در استانه ي در
و
بدرود
دور ماندن
هجران
و
اشك و اه روزهاي فراق
و شمار روزهاي
كه تكرار مي شوند
با من بگو درد دلت
با من بگو درد دلت
با من بگو ساز دلت
آه دلم را ببين كه بي تو چه باشكوه مي نوازد
من شدم شبنم لغزيدم ز چشمان غم
بشنو صداي قلبم كه باز از فرو ريختن مي گويد
لمس كن دست سردم را كه بي تو گرمي ندارد
با توام ولي با تو نخواهم ماند
درد نرسيدن سنگين نيست
درد خواستن و گذشتن سنگين است
بار غم تقسيم كن
من هم خواستم
من هم لايق اين غمم
نگاهم بي تو نوري ندارد
نور دو چشمانم توئي
به تو گفتم اين عشق تا ندارد
جاودانه دوست داشتنيه من
صبر نوح از خدا طلب كردم
بي توام اما با تو زنده ام
جسمت ازآنم نيست روحت شدم
دستم از سنگ رود خروشان جدا كردم
با شوقي سرشار از رسيدن به سوي آبشار رفتم
پرت شدم
فشار آب قلبم را فشرد
سنگ سخت قلبم را شكست
فكر كردم دلم در انتهاي آبشار انتظارم را ميكشد
آه آه دلم نيست!!!
اي آب خروشان دلم را به تو سپرده بودم
آبشار گفت:
دلت را بر نخواهم گرداند؛
گفتم: چرا؟؟
گفت :
آنقدر پاك و زلال بود كه با من يكي شد
گفتم :
مرا هم با خود يكي كن
گفت :
تو به زلاليه دلت نيستي
گفتم :
ميشوم
گفت : بدرود
گفتم :
صبر كن ، خواهشي دارم
برگشت و نگاهم كرد
گفتم :
حالا كه با دلم يكي شدي؛ خود دلم هستي
برايت هديه اي دارم
با فشارآب خروشانت دلم را فشردي
با سنگ سختت آنرا شكستي
خون پاك وسرخم تقديم تو
گريستم ، قطره اشكي همراه قطره خون به او دادم
آنرا بوسيد و ناپديد شد
از آنروز هر روز به آبشار مي آيم
كه شايد باز او را ببينم
گوئي كه مرا ميبيند و پنهان ميشود
اما قلبم قطره خونش را حس ميكند
ميدانم كه همين نزديكي هاست
ميدانم كه او هم مرا ميخواهد
آه كه رود خروشان مارا از هم جدا كرد
سكوت! ... هيس! ... با تو هستم .. كسي نفس نكشد
كسي براي من امشب در ِ قفس نكشد
پُر از صدايم و خاموش مي نِشانَدَم اشك
كه من نفس كه ندارم ترا هوس نكشد
به سمت آن طرف عشق هاي خالي و سرد
به سمت حادثه هايي كه از تو دس نكشد
ترا كه ساكت و معصوم طرح مي ريزي
كه مثل پاكي روح تو هيچكس نكشد
.
.
.
عجب نصيحت سردي! چقدر پوشالي ست
سكوت كن كه دل از عشق پاي پس نكشد
دلم هواي ترا دارد اي بهانه ي من
حريص بوسه ي خيس توام نمي داني -
كه گرُ گرفته شب كاغذي خانه ي من؟
چه اتفاق بدي در درونم افتاده ست
كه پا نمي دَهدَم گريه ي شبانه ي من!
فقط سكوت و كمي عاشقانه مي خواهد
تمام قصه ي احساس عارفانه ي من
ببار بارش لبريزِ از صلابت عشق
بر التهاب هراسان و بي كرانه ي من
پر از طراوت باراني ام بكن شايد -
پر از ترانه شود شهر بي ترانه ي من ...
تا به فراســــوي احساســــم ميهمانت كنم ...
*** غزل *** به نگاه مهربانت ...
***
اين روزها به ياد توام نازنين من
اين روزهاي سربه هواي سپيد تن!
تا انتهاي چله ي برفي نشسته اند
گنجشكهاي ياد تو بي قصد پر زدن
اينجا به جز صداي خودم حرف تازه نيست
فريادها درون گلو بغض كرده ان
با اين همه چقدر دلم بي قرار توست
با اين همه سكوت و سكون كمرشكن
محض رضاي عشق بيا و كمي بزن -
- ساز شكسته ي نفست را براي من
*
اين روزها براي خودم گريه مي كنم
اين روزهاي خالي از حس رها شدن...
ز ترس روزهاي بعدتر
روزهاي رو به رو
روزهاي سردترِ؛
روزهاي حال را
ز ياد برده امِ؛
ببين چگونه پيش تر ز مرگـــــــــ
مـــــــــــــرده ام...!!
بوسه ام داغ است و بي پروا، كجا بگذارمش؟
روي لبها يا كه بازو ها؟ كجا بگذارمش؟
قطره هاي اشك من شاعرترينت گشته اند
مي كند شعرم مرا رسوا ، كجا بگذارمش؟
شب به جاي تو ، تن پيراهنت آغوش من
مي شود غرق دو صد رويا كجا بگذارمش؟
اين دل ديوانه عاقل بود دور از چشم تو
با نگاه تو شده شيدا، كجا بگذارمش؟
مي تپد قلبم درون سينه آخر تند تند
مثل قلب بچه آهوها كجا بگذارمش؟
جاي بوسه كنج لب،يك نخ وينيستون لايت و بس
فندكت اينجا ، ببين لب را ، كجا بگذارمش؟
باز چشمك مي زني لب را نشانم مي دهي
مي كني طوفان به پا، اما كجا بگذارمش
وعده جام عسل از چشم مستت مي دهي
مي كني با خنده ات حاشا، كجا بگذارمش؟
حلقه در انگشت دست چپ،بد اخلاقي كه باز
مي شود انگيزه دعوا ، كجا بگذارمش؟
دوستت دارم ...چه تكراري شده اين جمله ام
حل كن آخر اين معما را كجا بگذارمش؟
لب نهادي بر لبم اينك تو مي پرسي زمن
بوسه ام داغ است و بي پروا، كجا بگذارمش؟